پنل کاربری
معرفی مجموعه ها
معرفی حوزه های علمیه
آمار سایت
    
    آمار بازدید
    بازدید امروز: 567
    بازدید دیروز: 800
    بازدید ماه:12973
    بازدید سال:230266
    بازدید کل:1390215

معرفی روحاني شهيد حسين حيدري

زندگینامه روحاني شهيد حسين حيدري

بسم الله الرحمن الرحيم

ترنّم دل انگيز باران صبحگاهي سال 1348 در گرگان، يادآور حضور كودكي از تبار سرخ جامگان بود . كودكي كه قامت كوچك امّا استوارش نشان از آينده‌اي پربار داشت. نام اين مولود نورس را «حسين» گذاشتند به آن اميد كه حسين وار زندگي كرده ودر خون خويش غوص نمايند.
دوران شيرين و پرخاطرة كودكي و نوجواني شهيد حسين حيدري در زادگاهش، شهر«گرگان» به پايان رسيد و اطرافيان، همه شاهد تقيّد ايشان به مسائل مذهبي و ديني بودند. ايام تحصيل اين شهيد عزيز، همراه با دوران شكوهمند انقلاب اسلامي بود و او با سن كمي كه داشت از مبارزه و تظاهرات در مقابل رژيم ستم‌شاهي ترسي به دل راه نمي‌داد و در نصـب اعلاميه‌هاي حضرت امام(ره) ونوشتن شعارعليه شـاه و مزدورانش نقش مؤثري داشت. آري، حسين از كودكي اعلام كرد كه چرا پدر، او را چنين نام نهاده و مادر با قطره قطره شير خود اشك عزاي چه كسي را با گوشت و خون او آميخته بود؟
بعد از پيروزي انقلاب بود كه دستان غيب، باب بيت الغزل معرفت را بر اين گمگشتة راه حقيقت بازكرد و او را در وادي عشق و نور، حوزة مقدّس علميّه سكني داد. تا انوار قدسيّه را در نيمه شب حجره به نظاره بنشيند و زمزمة وصل خويش را با معبود، نغمه سرايي كند. او در حوزة علمية گرگان به مدت دو سال، نردباني براي گذر از هفت شهر عشق قرار داد.
باري، او در طي طريق شهر معرفت، وارد مدرسة علميّة امام محمّد باقر(ع) قم، شد. امّا معرفت حقيقي را با سكون، سازش نيست، پس او را ديگر توان توقف در حجره نبود، كه دشمن بعثي خاك پاك ميهنش را به چكمة پست تجاوز آلوده كرده بود.
درس و بحث جاي خود را به رزم و پيكار در جبهه داد. در ابتدا واحد تبليغات سپاه پاسداران، ميزبان اين كبوتر عاشق بود كه نشريات متعدد منتشره در سپاه، يادگار زحمات او و ديگر دلاوران عاشق است. شهيد عزيز حسين حيدري، در ايام فراغت نيز دست از فعاليّت بر نمي‌داشت و برگزاري كلاسهاي قرآن، احكام و ديگر فعاليّتهاي تبليغي و نماز جماعت، از جمله جلوه‌هاي ايثار و زحمات او بود.
ايشان در دوران حضور خود در جبهه، به امور تبليغي بسنده نكرد و سلاح رزم بر دستان اين شير غرّان شمال نيز بوسه زد و مسئوليت غواصي گروهان حضرت فاطمه(س) در گردان عاشورا را بر عهده گرفت.
سرانجام، پنجم ديماه سال 1365 بود كه درياي كربلاي 4، حسين حيدري را غوطه‌ور در خون خود هدية آستان يار ساخت و در كربلاي«ام الرصاص» به مولايش حسين(ع) اقتدا كرد.
...و اينك از حسين حيدري خاطراتي شيرين به جاي مانده است و راهي ناتمام، كه فانوس راه گمگشتگان در ناپيداي پس از طوفان است.
«مبارك باد وصال يار بر عاشقان كوي دلدار»

 

---------


وصیتنامه روحاني شهيد حسين حيدري

بسم الله الرحمن الرحيم

«من‌ طلبني‌ وجدني‌ و من‌ وجدني‌ عرفني‌ و من‌ عرفني‌ احبني‌ و مَن‌ احبني‌ عشقني‌ و مَن‌ عشقني‌ عشقته‌ و من‌ عشقته‌ قتلته‌ و من‌ قتلته‌ فعليه‌ ديته‌ و من‌ علي‌ ديته‌ فأنا ديته.» (‌حديث‌ قدسي‌)
آنكس‌ كه‌ مرا طلب‌ كند مي‌يابد و آن‌ كس‌ كه‌ مرا يافت‌ مي‌شناسد و آن‌ كس‌ كه‌ مرا شناخت‌ دوستم‌ مي‌دارد و آنكس‌ كه‌ دوستم‌ داشت‌ به‌ من‌ عشق‌ مي‌ورزد و آنكس‌ كه‌ به‌ من‌ عشق‌ ورزيد من‌ نيز به‌ او عشق‌ مي‌ورزم‌و عاشق هر كس كه شدم مي‌كشم‌ او را و آن‌ كس‌ را كه من‌ بكشم‌ خونبهايش‌ بر من‌ واجب‌ است‌ و آن‌ كس‌ كه‌ خونبهايش‌ بر من‌ واجب‌ است‌ پس‌ خودم‌ خونبهايش‌ هستم‌.
«يا ايها الذين‌ امنوا مالكم‌ اذا قيل‌ لكم‌ انفروا في‌ سبيل‌ الله‌ اثا قلتم‌ الي‌ الارض‌ اَرضيتم‌ بالحيوة الدنيا من‌ الاخرة‌ فما متاع‌ الحيوة الدنيا في‌ الاخرة الا قليل.»‌ (سورة توبه، آية 38)
اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورديد چه‌ شده‌ است‌ شما را زماني‌ كه‌ گفته‌ مي‌شود به‌ شما كوچ‌ كنيد در راه‌ خدا سنگين‌ مي‌شويد به‌ زمين.‌ آيا به‌ زندگاني‌ دنيا قانع‌ شده ايد از آخرت‌. پس‌ نيست‌ زندگي‌ و لذت‌ دنيا براي‌ آخرت‌ مگر اندك‌.
با سلام‌ و درود به‌ حضرت‌ ولي‌ عصر(ع‌) و نائب‌ بر حقش‌ حضرت‌ امام‌ خميني‌ رهبر شيعيان‌ جهان‌ و با درود به‌ ملت‌ شهيدپرور. چند جمله‌اي‌ از من‌ حقير به‌ عنوان‌ وصيت‌ به‌ پيشگاه‌ ملت‌ و خانواده‌ ا م‌ به‌ عرض‌ مي‌رسانم‌:
از اينكه‌ فرصتي‌ پيش‌ آمد تا توانستم‌ به‌ جبهه‌ بروم‌ و به‌ فرمان‌ امام‌ عزيز لبيك‌ گويم‌ خيلي‌ خوشحالم‌. ولي‌ اي‌ خدا ! تو چقدر رحماني‌ و رئوفي‌! با اينكه‌ من‌ در سراسر عمرم‌ نتوانستم‌ بنده‌ خوبي‌ براي‌ تو باشم‌، مرا در سنگر امام‌ حسين‌ (عليه‌ السلام)‌ راه‌ دادي‌ و اين‌ بزرگترين‌ نعمتي‌ است‌ كه‌ به‌ من‌ عطا فرمودي‌. معبود من‌! اي‌ كه‌ تك‌ تك‌ سلولهاي‌ بدنم‌ فقط به‌ فرمان‌ و اراده‌ تو حركت‌ مي‌كند! اگر مرا از درگاه‌ مقدست‌ براني‌، باز مي‌آيم‌ (خدايا! چگونه‌ مي‌توانم‌ شكر گزار نعمتهايت‌ باشم.‌)
خدايا! از تو مي‌خواهم‌ كه‌ در آخرين‌ نفسهايم‌ كه‌ ان‌ شاالله‌ فقط و فقط براي‌ رضاي‌ تو مي‌باشد، به‌ من‌ اخلاص‌ و يقين‌ عنايت‌ فرمايي‌. خدايا! حالا كه‌ اين‌ سنگر محقّر را به‌ من‌ عطا فرمودي‌، عاجزانه‌ از تو مي‌خواهم‌ كه‌ چند قطره‌ خون‌ ناقابل‌ مرا به‌ عنوان‌ شكر نعمتهايت‌ از من‌ بپذيري‌ و اين‌ بنده‌ حقير و تشنه‌اي‌ كه‌ حلق‌ و رويش‌ از تشنگي‌ خشكيده‌ را از سرچشمه‌ آب‌ زلال‌ شهادت‌ چند جرعه‌اي‌ بنوشاني‌ و شهادت‌ را ـ كه‌ يك‌ عمر علي‌(ع‌) به‌ دنبال‌ آن‌ بود ـ نصيبم‌ گرداني‌.
و امّا هم‌ اكنون‌ كه‌ توانستم‌ به‌ جبهه‌ بروم‌ به‌ تو رهبر عزيزم‌ قول‌ مي‌دهم كه‌ تا آخرين‌ قطره‌ خونم‌ در راه‌ دفاع‌ از حريم‌ اسلام‌ و كشور عزيزم‌، كوچكترين‌ دريغي‌ نورزم‌. ان‌ شاءالله‌ خداوند شما خانواده‌هاي‌ شهدا را با حضرت‌ فاطمه‌ زهرا (سلام‌ الله‌ عليها) همنشين‌ بگرداند. همگي مي دانيد كه انقلاب و اسلام در شرائط بسيار مهمي قرار گرفته است چرا كه از يك طرف در حال جنگ با يك مزدور آمريكايي هستيم و از طرف ديگر، كشورهاي ابرقدرت هستند كه هر روز نقشه مي ريزند چگونه به انقلاب و در نتيجه به اسلام ضربه وارد كنند. مواظب باشيد، امروز اسلام مظلوم واقع شده كه از هر طرف گرگ هاي خونخوار، منتظر موقعيتي هستند تا كه آن را از بين ببرند. امام را تنها نگذاريد. مانند اهل كوفه نباشيد كه امامشان را تنها گذاشتند و به نداي (هل من ناصر ينصرني) امام حسين (ع) گوش فرا ندادند. امروز همانند آن روز نداي (هل من ناصر ينصرني) حسين زمان يعني امام است كه شما ملت و جوانان غيور و دلير را فرا مي خواند كه به جبهه ها برويد و امام را تنها نگذاريد، چرا كه اگر امام را تنها بگذاريد و باعث اين شود كه اسلام از بين برود ،ديگر بعيد است كه پرچم اسلام به اين زودي ها بر افراشته شود. كمك كردن به جبهه ها را فراموش نكنيد . در نماز جمعه و دعاي كميل شركت كنيد چرا كه از همين صفوف به هم فشرده مردم است كه در شب دعاي كميل ،بنده به درگاه خدا زانو مي زند و اشك مي ريزد و مي بيند كه در اين هفته، بجز معصيت كار خوبي انجام نداده و مي نشيند به حال خودش گريه مي كند و مي فهمد كه تا چه حد، حقير و مسكين است وهمين باعث‌مي شود كه انسان، يك آن خودش را برتر از ديگري نداند چرا كه خود او در نزد خدا جز بنده اي حقير، چيز ديگري نيست.
مسئله ديگري را كه در رابطه با داداش علي و داداش حسن و همچنين آبجي يا آقا رضا مي خواهم بگويم اين است كه سعي كنند انشاءالله اگر در آينده، داراي پسري شدند او را به طلبگي بفرستند چرا كه من نظرم اين است و در طول اين مدتي كه طلبه بودم ،اين طور برايم روشن شده كه بهترين راه براي قرب به خدا ،اين راه است.


ضمنا از پدر و مادر و برادران و خواهرانم بالاخص پدر و مادرم كه در طول دوران طفوليت و بعد از آن نيز ،زحمت بسياري براي من كشيدند و من را بزرگ كردند، سپاسگذارم و از خداوند متعال خواستارم كه همه را مورد رحمت واسعه اش قرار دهد و همه را بيامرزد. و از تمام اطرافيان و فاميل ها و دوستان اين درخواست را دارم كه اگر چه از من حقير بدي ديده ايد، مرا ببخشند چرا كه قرآن مي فرمايد : (و من يعمل مثقال ذره شرا يره )
در آخر مسئله اي را لازم دانستم بگويم و آن اين است كه هر كس بهشت را مي خواهد، بايد در دنيا زياده روي نكند و غرق در دنيا نشود چرا كه خداوند ما را نيافريد كه براي هميشه در اين دنيا باشيم ،بلكه خداوند ما را آفريد تا بندگانش را آزمايش كند و روزي مي رسد كه همه خواهند ديد.پس چه فايده دارد كه انسان كه مي داند خلاصه يك روز از اين دنيا برود و با اين وضع ، دل به دنيا بسته باشد. چه بسا اينكه انسان اصلا نمي داند چه وقتي مي ميرد.
و در آخر چند دعا مي‌كنم: خدايا ! توفيق عبادت و بندگي خالصانه به درگاه خودت را به همه ما عنايت بفرما.
پروردگارا ! فرج امام زمان را هر چه نزديكتر بگردان .

برچسب مطلب:
     بازدیدها: 565  |  نظرات: 0
مطالب مشابه
بخش نظرات
نام شما:*
ایمیل:
سوال:
سـه منهای ســه ؟ ( جواب بصورت عدد نوشته شود )
پاسخ:*
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به سازمان بسیج طلاب و روحانیون گلستان می باشد | طراحی و اجرا : سفارش دات نت