پنل کاربری
معرفی حوزه های علمیه
آمار سایت
    
    آمار بازدید
    بازدید امروز: 2251
    بازدید دیروز: 763
    بازدید ماه:16252
    بازدید سال:46430
    بازدید کل:762551

زندگینامه روحانی شهید محمدزمان بيكي

نام: محمدزمان                تحصيلات: اول دبيرستان ـ مقدمات

نام‌خانوادگي: بيگي         تاريخ شهادت: 67/2/12

نام پدر: محمدحسن         محل دفن: گرگان

تاريخ تولد: 1349               سن هنگام شهادت: 18

محل تولد: گرگان              نام عمليات: 

ش ش: 24615                منطقة عملياتي: شلمچه

 بهار آفرینش بود و هوا بوی بال سپید ملائک را میداد. عروس خلقت رخت وجود بر قامت انسان میپوشاند. زمین در گردشی عاشقانه برگرد خورشید، هیچگاه سال 1349 را فراموش نخواهد کرد، آنهنگامکهدر گوشهای از این عالم خاکی ،کودکی به دنیا آمد و از شوق ولادتش ملائک پای کوبی میکردند و با آمدنشخطّة سبز گرگان برخود بالید.

کودک آن قدر دل آرا بود که پدر را به یاد صورت دل آرای حبیب کوی دوست میانداخت وبه عشق جمال زیبای محمّدی(ص) ، او را«محمّد زمان» نامید. با آمدنش ،دلتنگیهای پدر پایان یافت و مادر بر سجادة شکر، حمد خدا را گفت.شش سال در محضر پدر و مادر آداب زندگی را یاد گرفت. مادر، معلّم محبّت و پدر، آموزگار ایثار بود. آنگاه قدم به مدرسه نهاد. نوجوان بود، اما دنیایی پر از شور و شعور داشت.

در کلاس سوم ابتدایی بود که شعور انقلابی او تبلور یافت و در راهپیماییها شرکت میکرد. از سن 11 سالگی به مطالعات مذهبی علاقمند شد.رسالة امام ، کتابهای شهید مطهری و نهج البلاغه را مطالعه میکرد. سال اوّل راهنمایی بود که روح بزرگ او در کالبد خاکی نمیگنجید وهوای کوی دوست،شرر بر جان بیقرارش زد و او را راهی جبهه کرد.پس از بازگشت از آن دیارمقدّس ادامة تحصیل داد.

در سال اوّل نظری ،جذبة محبوب او را حجرهنشین کوی دوست کرد و در مدرسة امام خمینی(ره) مشغول به تحصیل شد. شهید یکی از اعضای فعّال پایگاه امام رضا (ع) بود. وی در جهاد سازندگی و تبلیغات سپاه فعالیّت میکرد. محمّد زمان چندین بار به جبهه اعزام شد که در یکی از این اعزامها، به مقام جانبازی شرفیاب گشت. یک بار نیز توسط سلاحهایشیمیایی دشمن، مجروح شد.

پس از بهبودی مجدداً به جبهه اعزام و مسئول پدافند شد. درکنار نبرد برای رزمندگان احکام میگفت و آنان را از چشمهساران کوثر اهلبیت(ع) سیراب میکرد. شهادت، انتخابی آگاهانه است برای کسانی که در افق نگاهشان، توحید موج میزند. همانان که هستی را در نیستی یافتندو سروِ قامتشان را در کف اخلاص نهاده و در مسلخ عشق، به محبوب هدیه کردند.

اسوه هایی که تندیس عشق را ازدست ساقی میکدة عشق گرفتند و در بزمگاه ایثار، با نثارخون خویش به هویت انسانی آبرو بخشیدند. روحانی شهید محمّد زمان بیگی در تاریخ 12 / 2 / 67 در حالی که آر پی چی زن بود، مردانه مبارزه کرد و در منطقة شلمچه، کام خویش را از شهد وصال سیراب کرد و در تشییع باشکوهی پیکر پاکش را در امامزاده عبدالله گرگان به خاک سپردند .

 

وصیتنامه

 

«انا لله و انا الیه راجعون»

 

«الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون توبه/20 آنان که ایمان آورده و از وطن هجرت کردند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.

 

راهی که در پیش گرفتهایم و به سوی هدفی که داریم، غفلت و سهل انگاری جایز نیست. با درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی و درود و سلام بر شهدای صدر اسلام و مجروحین و معلولین و اسیرهای جنگی و با درود سلام بر راست قامتان جاودان تاریخ و پویندگان راه حسین(ع).

 

مادر و پدر عزیز و مهربانم! اگر من شهید شدم برایم گریه نکنید، و دوست دارم هنگامی که شهید شدم با همان لباس و با همان وضع من را در قبر بگذارید.

 

مادر و پدر عزیز! اگر من شهید شدم برای من گریه نکنید که دشمنان اسلام خوشحال می شوند. فکر نکنید اگر من شهید شدم دیگر در پیش شما نیستم آن جسم من است که در بین شما نیست روح من در پیش شما و تمام عزیزانم هست. مرا با همان وضع دفن کنید؛ که در روز قیامت آن خونی که بر لباس های من ریخته شده شهادت دهد که این از خدا بی خبران چنین جنایتهایی کرده اند و می خواهند با این گونه کارهایشان به اسلام ضربه بزنند و ما در برابر آنها استقامت و ایستادگی کرده و در راه خدا جنگیدیم و شکر خدا چنین سعادتی نصیبم شد و شهید شدم.

 

دوست دارم هنگامی که مرا خواستید دفن کنید، بگذارید کسی که مومن و با خدا باشد و آن کسی که امام عزیزم را این پیر جماران را حامی قرآن، یاور ضعیفان و مستضعفان شجاع و قهرمان را دوست میدارد مرا دفن کند و دشمن میدانم آن کسی که توطئه میکند علیه انقلاب اسلامی و خود ضد ولایت فقیه است. در هنگام دفن من، زیارت نامه عاشورای حسین(ع) را بخوانید.

 

نمازهای پنج گانه را در پنج وقت به موقع بخوانید، نماز شب را سعی کنید حتماً به پا دارید. بیشتر وقتها در روزهای دوشنبه و پنج شنبه روزه بگیرید و نماز پنج گانه را بخوانید. اوقات خواب را کم کنید و بیشتر قرآن بخوانید. به فقیرها و تهیدستان انفاق و کمک کنید. برای عهد و پیمان، اهمیت فوق العاده قائل شوید. از مواضع تهمت دوری کنید. در مجالس پرخرج و با شکوه که از نظر اسلام جایز نیست شرکت نکنید و خود نیز چنین مجالسی نداشته باشید.

 

و اگر من شهید شدم مجلس را کم خرج و با شکوه درست کنید. هر چند که چنین مجلسات کم خرج است. بیشتر مطالعه کنید. دانش های فنی را بیاموزید. دانش تجوید و عربی را بیاموزید و در هر زمینه ای هشیار باشید. کار نیک خود را فراموش کنید. گناهان گذشته را به یاد آورید. از اخبار روز و اخبار مربوط به امور مسلمین با اطلاع شوید. از نظر مادی به تهیدستان و از نظر معنوی به اولیا الله بنگرید. مسجدها را هر چه باشکوه تر و پرجمعیت تر کنید. و نمازهای یومیه خود را با جماعت برپا کنید که مسجد سنگر است و سنگرها را باید حفظ کرد و در نگهداری آن باید کوشا بود.

 

نمازجمعه و دعای کمیل و دعاهای دیگر را هر چه بیشتر و باشکوهتر برپا کنید. و اگر امکان داشت در دعاهایتان مغفرت برای من کنید. هر کس نماز جمعه را عمداً ترک کند مسئول است. هرگز دعا نکنید که در فلان وقت شهید یا زنده بمانید، بلکه همیشه از خداوند بخواهید که توفیق انجام وظیفه و جهاد در راه خودش را به شما عنایت کند تا رضایش را تحصیل نموده سرانجام در راهش شهید شوید.

 

در دعاهایتان سعی کنید برای خود دعا نکنید برای دیگران دعا کنید و بگذارید دیگران برای شما دعا کنند. در سر درِ خانه، پرچم سبز (اسلام) و پرچم ایران را بزنید و آنها را چراغانی کنید و اگر امکان داشت سعی کنید دعای کمیل و توسل و ندبه در خانه برگزار کنید. در دعاهایتان، دعا برای فرج امام زمان(عج) کنید و دعا به قلب امام و اسیران و مجروحین و روحانیت و خدمتگزاران اسلام کنید. و دعا کنید که راه قدس و کربلا آزاد شود و پرچم اسلام سربلند و پرچم کفر سرکوب شود. و من آرزو دارم که در حین کار برای رضای خدا کشته شوم.

 

ما مسلمین آرزو داریم که پرچم اسلام، سربلند و سرافراز باشد و پرچم کفر سرکوب و سرنگون و نابود شود و پرچم اسلام بر روی کاخ سفید و استکبار جهانی قرار گیرد. ای کسانی که توان جهاد کردن را دارید! در دانشگاه کربلا، این دانشگاه بزرگ حسینی ثبت نام کنید. میزان ، تحصیلات، شجاعت و ایمان کامل و مدرک آن ، شهادت سرخ است .

 

کسانی که می توانند هرچه سریعتر ثبت نام کنند و خود را آماده کنند . از خدا کد:1669 میخواهم که من در دانشگاه حسینی که ثبت نام کردم قبول شوم و درسهائی که همان شناخت خدا، اخلاق، شجاعت و ایمان کامل است بخوانم و امتحانی که گرفته میشود در راه خدا قبول شدم یعنی ثبت نام برای جبهه کردم قبول شوم و کارهایم را برای خدا انجام دهم و شهید شوم و شهادت نصیبم شود.

 

مادر و پدرم! هنگامی که من شهید شدم چشمانم را باز نگاه دارید که دشمنان نگویند که او دیگر از این دنیا رفته، نه اگر جسم من از این دنیا رفته روح من نرفته و احساس خوشبختی و خوشحالی میکنم. دهانم را باز کنید که دشمن بداند من در آخرین لحظاتم چیزی را با خود میگفتم که آن هم آخرین شعارهایم ، یا حسین(ع) و یا مهدی(عج) و مرگ بر ضد اسلام و قرآن و ضد ولایت فقیه و جنگ جنگ تا پیروزی بوده و در حال جان دادن ، اینها را از خدا می خواستم و طلب می کردم. یک دستم را باز کنید که آنان نگویند او برای مال رفته جنگیده و خود را کشته و نگویند: که همراه خود پول و ثروت برده و دیگر دستم را مشت کنید که دشمن بداند با همین مشتم بر دهان دشمنان و یاوه گویان میزنم.

 

شعارهای اصلی را مانند مرگ بر آمریکا و شوروی و اسرائیل را از یاد نبرید. اگر کسی خدائی نکرده خطش بد است با صحبتهای منطقی و جذب کننده و خوشحال کننده و قاطع و اسلامی آن را به راه راست هدایت کنید. و مستضعفان تهیدستان را کمک و آنها را خوشحال کنید. در هنگام کمک کردن به تهی دستی سعی کنید کسی متوجه نشود و با احترام بسیار زیادی به آن کمک کنید و یک موقع در کمک کردن ، کاری خلاف اسلام انجام ندهید که آن کس ناراحت شود. مادرم! مرا حلالم کنید و از دوستان و آشنایان و فامیلها طلب مغفرت کنید و بگوئید که مرا حلالم کنید.

 

دوستان! سعی کنید با دیگر دوستانتان خوب و مهربان باشید و آنها را در همه حال کمک کنید که باید یک دوست خوب چنین کارها را انجام دهد. شوخی نکند، اگر شوخی کرد شوخی صحیح و اسلامی کند که یک شوخی صحیح چنین شرایط را باید داشته باشد: در آن دروغ نباشد، باعث مسخره کردن کسی یا از بین بردن شخصیت کسی نباشد، در آن تهمت و غیبت نباشد و خارج از شوخیهای دینی نباشد.

 

هر وقت طلب چیزی را کرد اگر برای آن امکان داشت برای او انجام دهد در سخت ترین مرحله ، اگر دوستی تقاضای کمکی کرد ، دیگر دوست انجام دهد. با هم مهربان و خوب باشید و یکدیگر را یاری دهید. کد:1669 مادرم و پدرم! گفتم: اگر من شهید شدم برای من گریه نکنید و خانه را چراغانی کنید که از علی اکبرها و علی اصغرهاخجالت میکشم و شما باید خوشحال باشید و خدا را شکر کنید که چنین سعادتی نصیب شما شد، که اسلام دربارة شهید خیلی ارزش گذاشته است .

 

مقام شهید در پیشگاه خدا بسیار بالاست، همان طور که حضرت علی(ع) میفرمایند: سوگند به آن کسی که جانم در قبضه قدرت اوست، شهدا با جلال و عظمت و نورانیّتی در قیامت وارد میشوند که اگر انبیا از مقابل آنها سواره بگذرند به احترام آنها پیاده میشوند. ( بحار الانوار – جلد 100 – حدیث 27 )

 

خداوندا ! پروردگارا ! از تو میخواهم در چشمانم روشنائی، در دینم بصیرت، در قلبم یقین، در عملم اخلاص، در نفسم سلامت، و در روزیام وسعت قرار ده و مرا مادامی که باقی هستم شکرگزار خودت قرار ده و دیگر آرزوها. 1ـ شناختن اسلام با همه ابعادش 2ـ شناساندن اسلام کامل به همه مردم جهت ایجاد یک روح انسانی در اجتماع 3ـ ایجاد اتحاد بین گروههای مختلف فعال دینی تشیع و اسلام راستین 4ـ از بین بردن دشمنان ظالم و تشکیل مدینه طیبه اسلام حتی با نثار جان ناقابل خویش 5ـ شهادت در راه حق (خداوند عادل الله ) برای نجات انسانها .

 

با آرزوی طول عمر امام و پیروزی رزمندگان اسلام والسلام علیکم دوشنبه 1363/4/12

 

برچسب مطلب:
     بازدیدها: 322  |  نظرات: 0
مطالب مشابه
بخش نظرات
نام شما:*
ایمیل:
سوال:
سـه منهای ســه ؟ ( جواب بصورت عدد نوشته شود )
پاسخ:*
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به سازمان بسیج طلاب و روحانیون گلستان می باشد | طراحی و اجرا : سفارش دات نت