پنل کاربری
معرفی حوزه های علمیه
آمار سایت
    
    آمار بازدید
    بازدید امروز: 309
    بازدید دیروز: 962
    بازدید ماه:18436
    بازدید سال:48614
    بازدید کل:764735

زندگی نامه روحانی شهید سیدابراهیم حسینی

 

نام: سيد ابراهيم                تحصيلات: حوزوي

نام‌خانوادگي: حسيني       تاريخ شهادت: 65/12/8

نام پدر: سيد رضا                محل دفن: امامزاده حبيب الله نوکنده

تاريخ تولد: 1346                 سن هنگام شهادت: 19 

محل تولد: نوكنده               نام عمليات: كربلاي 5

ش ش: 166                      منطقة عملياتي: شلمچه

بازاي، اي نسيم سحر! و ما را ميهمان منزل دوست کن، و درکنار آرامگاه شهيد عشق، بنشان تا از شراب حضورش سيراب شويم. واي پروانة سوخته در آتش جنون! اين دل غمزده را نااميد از سابقة لطفازلي تان مکن . مسافر دريا بوديد و سوار بر موج بلند ايثار، در آن سوي آبي دريا ، خدا را مي ديديد، و خون، شناسنامة عشقتان شد، آن را که نشاني از خون بر تن خاک آلود نباشد، در حريم محبوب راه نخواهند داد.دست و پا زدن در خون ، گذرنامة شما شد تا به عالم قدس پرواز کنيد .

سيد رضا بندة برگزيدة خدا ،ميثاق الهي خويش را در تکاپو براي تداوم حيات الهي خويش در رضاي خدا مي دانست و به کار و تلاش در مزرعه مي پرداخت . خداوند به پاس صداقت بندگياش به او فرزندي عنايت کرد تا يادگار شجرة طوبي شود . فرزندش به سال 12 / 10 / 46 در روستاي «نوکنده»بندرگز ديده به جهان گشود. نامش را ابراهيم نهاد و آواي دلنشين توحيد در گوشش زمزمه کرد . او دوران ابتدايي رادرمدرسة«شهيد حاج يوسف نظري»(طبري سابق)گذراند.

سپس به مدرسة«محمّد قاسم رياحي» رفت و دوران پر خاطرة نوجواني را در آنجا سپري نمود. زوزه هاي طوفان ستم،در شبانگاه حکومت شاهنشاهي، ترس و وحشت را در دل مردم مي افکند و سيّد ابراهيم همپاي ملّت غيور ايران ،چون سروي سرافراز قد علم کرد و هويت پوشالي رژيم شاهنشاهي را به همگان نشان داد. … و سرانجام به پاس ايثار آلاله ها ، خورشيد انقلاب در 22 بهمن طلوع کرد .

آنگاه که ابرهة زمان با پيلهاي فولادي آمده بودند تا کعبة آمال مستضعفين و محرومين را ويران کنند، ابراهيم در بسيج ثبت نام کرد تا همانند ابابيل هاي الهي، خشم و نفرت خود را با سلاح ايمان برسر رژيم بعثي فرو ريزد. او 36 ماه در جبهه مردانه جنگيد و در کنار جنگ درمدرسة علمية« امام محمّد باقر (ع)» بندرگز ثبت نام کرده ،از محضر استاد«حاج هادي ربّاني» کسب فيض نمود.

چون از شاگردان ممتاز بود به حوزة علمية مشهد معرفي شد و در آن ديار مقدس ادامة تحصيل داد.و بالأخره در 17 / 2 / 65 به عنوان تخريب چي به جبهه اعزام شد. تخريبچيان، ايثارگراني بودندکه بدن هايشان را فرش راه مجاهدين خدا کردند و وي بخت خويش را در آذرخش پر نور شهادت مي ديد و در هنگامة اذان، اين آواز بلند توحيد، بر اثر اصابت گلوله تا اوج آسمانها پرواز کرد و در تاريخ 8 / 12 / 65 شلمچه را با خون سرخ خويش ، رنگين نمود . پيکر مقدسش در«امامزاده حبيب الله» به خاک سپرده شد تا مزارش، دارالشفاي عارفان و بوسه گاه ملائک گردد .

 

 وصیتنامه


"بسم الله الرحمن الرحيم"

«و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون» گمان مبريد کساني که در راه خدا کشته مي شوند مردگانند، بلکه زنده اند و نزد خدا روزي مي خورند.

«و قاتلو هم حتي لا تکون فتنة» با درود و سلام فراوان بر مهدي موعود، امام عصر(عج) و نائب بر حقش امام خميني و با درود و سلام فراوان بر شهداي راه اسلام از آدم تا حال و با درود و سلام بر خانواده هاي معظم شهدا که به فرموده امام، چشم و چراغ اين ملتند. براي اين حقير بسي مايه خوشحالي و سرافرازي است که شغل مقدس طلبگي را انتخاب کردم و در اين راه توانستم راهي جبهه هاي نبرد شوم و بعنوان سربازي کوچک براي اسلام و انقلاب باشم.

از کليه اساتيد خود نهايت تشکر را دارم که ما را از لغزش ها باز داشتند و راه حق و حقيقت را به ما شناساندند. با سلام به ملت شهيد پرور ايران، ملتي که رهبرش را پس از چندين سال دوباره به آغوش گرفت و هم اکنون در زير سايهاش پيروزي ها مي آفريند و اميدوارم تا ظهور حضرت حجت(عج) زنده بماند و اين را بعنوان وصيت از ملت ايران مي خواهم که او را تنها نگذارند.

ملت ايران! مردم منطقه! قدر اين امام را بدانيد ، اگر اين امام عزيز نبود چه جنايت ها که بر ما نمي شد، چه تجاوزهائي که بر ناموس ما نمي شد. ملت قهرمان! قدر امام را بدانيد، جبهه ها را خالي نگذاريد ، در افشاي توطئه ها کوشا باشيد.

اي زنان ايراني! اي کساني که فرزندان خود را اين چنين تربيت کرده و مي کنيد و با قلبي پاک و مملو از ايمان آنها را روانه جبهه ها مي کنيد و با شهادتشان افتخار مي کنيد! بر شماست حفظ حجاب، حجاب شما مشت محکمي است بر دهان ياوه گويان شرق و غرب و منافقان داخلي، اين را بدانيد که حجاب شما کوبنده تر از سلاح آتشين فرزندانتان در جبهه ها است.

مادرم! پدرم! به خود بباليد که منزل شما محل نزول ملائکه شد. به خود افتخار کنيد که فرزندتان را براي دين اسلام فدا کرديد.

خواهرانم! شما را وصيت مي کنم به حفظ حجاب که از سخنان با ارزش فاطمه زهرا(س) الگوي زنان عالم اين سخن را شنيديم که فرمود: ارزنده ترين زينت زن، حفظ حجاب است.

برادرانم! اسلحة بر زمين افتاده ام را برگيريد و به سوي جبهه ها برويد و ديگران را تشويق به جبهه رفتن بکنيد. آري، جبهه مکان زيارت امام زمان(عج) است و آموختن درس شهادت. شهادت را مي توان به شکوفه اي تشبيه کرد که درخت آن در جبهه هاي نبرد روئيده است.

خانواده ام! مبادا از شهادتم ناراحت شويد، امروز روز عملي کردن حرفهاي پشت جبهه است که مي گفتيم! اي کاش ما در رکاب امام حسين(ع) بوديم و به شهادت مي رسيديم. امروز هم ميتوان آن حرف را عملي کرد. آن روز امام حسين(ع) بود و الان امام عزيزمان آن روز فقط زمين کربلا بود و امروز مرزهاي ايران از غرب و جنوب کربلا است. پس تا جائي که توان داريم بايد اسلام را ياري کنيم.

اما امت شهيد پرور! مواظب باشيد که با دست پُر از اين دنيا برويد. اوقات را غنيمت بشماريد. هر چيز از دست رفته را مي توان يافت، مگر وقت را. در خاتمه پيروزي اسلام و مسلمين و سلامتي امام عزيز را از خداي بزرگ مسئلت دارم. از دوستان و آشنايان مي خواهم هر ناراحتي که براي شما ايجاد کردم مرا ببخشند.

«نصر من الله و فتح قريب سرباز کوچک اسلام، سيد ابراهيم حسيني 1364/5/5»

 

برچسب مطلب:
     بازدیدها: 234  |  نظرات: 0
مطالب مشابه
بخش نظرات
نام شما:*
ایمیل:
سوال:
سـه بعلاوه ســه ؟ ( جواب بصورت عدد نوشته شود )
پاسخ:*
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به سازمان بسیج طلاب و روحانیون گلستان می باشد | طراحی و اجرا : سفارش دات نت