پنل کاربری
معرفی حوزه های علمیه
آمار سایت
    
    آمار بازدید
    بازدید امروز: 261
    بازدید دیروز: 962
    بازدید ماه:18388
    بازدید سال:48566
    بازدید کل:764687

زمزمه های پیروزی

 

آخرین روزهاى دوران طولانى و خوش امریکایى‏ها در ایران در حال سپرى شدن است. روز قبل ـ 19 بهمن ـ نخست‏وزیر دولت موقت انقلاب، برنامۀ دولت خود را طى یک سخنرانى مبسوط در دانشگاه تهران اعلام کرد و رئوس آن را بدین شرح برشمرد: ـ احراز و انتقال قدرت ـ ارائه و اثبات حقانیت نظام (رفراندم) ـ احیاء و اداره و اصلاح مملکت ـ انتخابات مجلس مؤسسان و ارجاع به آراء عمومى براى تدوین و تصویب قانون اساسى جدید ـ انتخابات مجلس شوراى ملى ـ کناره‏گیرى پس از سپردن کارها به رئیس جمهور و دولت رسمى آینده.[1]

در همین روز، تظاهرات نمایشى و مضحکى براى بختیار به عنوان «طرفدارى از قانون اساسى» در میدان امجدیه تهران برگزار شد و مطبوعات حداکثر شرکت‏کنندگان را 30 هزار نفر گزارش کردند.[2] این آخرین پرده نمایش امریکا بود که به امید تکرار 28 مرداد 32 مى‏بایست مقدمه کودتاى قریب‏الوقوعى باشد که به لطف الهى هرگز به اجرا در نیامد.

روز بیستم بهمن، یک روز پیش از آنکه آخرین یورش انقلاب آغاز شود و در ظرف چند ساعت بساط 2500 سال ستم پادشاهان را از ایران برچیند، امام خمینى در بیاناتى خطاب به اعضاى شوراى هماهنگى اعتصابها ضمن تأکید بر اهمیت نقش اعتصابها در پیشبرد انقلاب، با اطمینان دادن به مردم از پیروزى قریب‏الوقوع، از آنان خواست که تا آخرین مرحله پیروزى نخستین یعنى اخراج بیگانگان از کشور استوارى نشان دهند و سپس خود را براى مهمترین اقدامات بعدى انقلاب که سازندگى کشور است آماده کنند. امام در قسمتى از سخنان خویش فرمود: «کوشش کنید اجانب را بیرون کنید. این قدم اول است. قدم دوم، قدم سازندگى است، مهمتر از قدم اول است.»[3]

ساعاتى چند پس از ایراد این سخنان، «انفجار نور» روى داد و انقلاب پیروزمند ایران کشور را رهایى بخشید و در این سرزمین روزى نو با «طلوع فجر پیروزى انقلاب اسلامى» آغاز گشت.

و اینک غروب غم‏انگیز امریکا: «پایان این داستان خوفناک و مهیب بسیار غم‏انگیز است. امریکا دوست نزدیک و متحد ستبر و خوش بنیه‏اى را از دست داده است که مى‏توانست منافع غرب را در خلیج فارس تأمین کند. همین یک ضرر، میلیاردها دلار خرج براى امریکا در برداشته است، زیرا امریکا مجبور شده است اقدامات امنیتى دیگرى را براى سالهاى آینده در نظر بگیرد. اما شاید تلخ‏ترین ضرر امریکا، ضررى است که در ایران دیده است».[4]

گوارا باد شهادت بر عزیزانى که جان خویش را براى پیروزى چنین انقلابى نثار کردند. انقلابى که بزرگترین سازمان نظامى جهان، (پیمان آتلانتیک شمالى، ناتو) در مقابل آن به شکست خود اعتراف کرد و معاون فرماندهى آن نوشت: «البته ممکن است امریکا پاسخ مناسبى براى مقابله با مرد متعصبى که مى‏تواند همه مردم خود را بسیج کرده، آنها را نه فقط براى مردن در راه آرمانهاى تعصب‏آمیز خود آماده کند که اگر لازم باشد دست به عملیات انتحارى هم بزنند، نداشته باشد... در ایران ما هنوز خسارات و ضررهاى زیادى مى‏بینیم و حجم این خسارات بسیار زیاد است. به اعتقاد من، مجموع این خسارات به آنجا مى‏رسد که ما دریابیم اول باید وضع خودمان را سر و سامان بدهیم بعد به سراغ سر و سامان دادن خانۀ دیگرى برویم تا امید موفقیتى در کار باشد»!![5]

وزیر خارجۀ وقت نیرومندترین قدرت تسلیحاتى جهان نیز خاطرۀ تلخ خود را از این شکست سنگین چنین یاد مى‏کند: «سولیوان گزارش داد که تهران در هرج و مرج فرو رفته و گروه‏هاى مسلح از عناصر دست راستى و دست چپى(!) در خیابانها ظاهر شده با نیروهاى دولتى درگیر مى‏شوند. روز نهم فوریه سرانجام بحران خطرناکى که از آن بیم داشتیم پیش آمد وافراد نیروى هوایى در قرارگاه‏هاى خود در اطراف تهران بر افسران شوریده، به نیروهاى طرفدار آیت‏اللّه‏ خمینى پیوستند. نیروهاى گارد شاهنشاهى که وفادارترین افراد رژیم در نیروهاى مسلح بودند به مقابله با آنها اعزام شدند... بعضى از افراد گارد هم به شورشیان پیوستند و زد و خورد در تمام شهر گسترش یافت. روز یازدهم فوریه نیروهاى ارتش دچار تجزیه و پراکندگى شدند، فرماندهان نظامى براى جلوگیرى از تلاشى کامل ارتش، نیروهاى نظامى را به پادگانها فرا خواندند. بختیار بر کنار و متوارى شد. روز بعد مرکز فرماندهى نیروهاى مسلح که اعضاى هیئت مستشاران نظامى امریکا هم در آن بودند مورد حملۀ گروههاى مسلح قرار گرفت. در حالى که سولیوان و همکاران او براى نجات امریکاییان از این مخمصه تلاش مى‏کردند دیوید نیوسام معاون وزارت خارجه از «اطاق وضعیت» کاخ سفید به سولیوان تلفن کرد و از او پرسید آیا امکان دست زدن به کودتاى فورى وجود دارد؟ سولیوان که تحت فشار شدید براى نجات جان امریکاییها از مخمصه بود،[6] جواب زننده و رنگینى به این سؤال داد که قابل چاپ نیست[7]».

یکى دیگر از عوامل اصلى درگیر با بحران ایران در کاخ سفید، برژینسکى مشاور امنیت ملى کارتر است که روحیه نظامیگرى شکست‏خورده‏اش او را بر آن مى‏دارد که با افسوس بنویسد: «من هرچه بیشتر دربارۀ وقایعى که در ایران جریان دارد مى‏شنوم بیشتر افسرده مى‏شوم و افسوس مى‏خورم از اینکه چرا نتوانستم همکاران خود را در دولت امریکا قانع کنم که به موقع در این کشور دست به یک کودتاى نظامى بزنیم.»[8]

ولى در صفحات بعد اعتراف مى‏کند که: «باید اذعان کرد که راه حل‏هایى که در برابر رئیس جمهورى امریکا قرار داشت همه شوم و خطرناک بودند و انتخاب راه حلى که من ترجیح مى‏دادم از همه دشوارتر و مخاطره‏آمیزتر بود زیرا اگر واقعاً نقشه کودتا عملى مى‏شد و شکست مى‏خورد و به دنبال آن یک جنگ داخلى در ایران آغاز مى‏شد بهره اصلى از این ماجرا نصیب شوروى مى‏گردید[9]».

این اظهارات مشاور امنیت ملى کاخ سفید کوششى است براى سرپوش نهادن بر افتضاح شکست و ناتوانى این کشور در مهار انقلاب اسلامى. و گرنه اعترافات صریح مأمور ویژۀ واشنگتن که براى کودتا به تهران اعزام شده بود به روشنى آشکار مى‏سازد که فداکارى ملت ایران و شیوه‏هاى مبارزاتى امام خمینى هرگونه راه موفقیت کودتا را بسته بود و بنا به خاطرات هایزر او مى‏بایست ارتشى را براى کودتا آماده کند که به خاطر اعتصاب‏هاى شکننده و تعطیلى مراکز اقتصادى سران آن حتى براى تهیه لباس سربازان از او یارى خواسته بودند زیرا هواپیماى حامل لباسها بخاطر اعتصابات گمرکات تخلیه نمى‏شد و حتى براى تخلیه کشتى سوختى که مى‏بایست به هواپیماها و خودروهاى نظامى برسد بر اثر اعتصاب سراسرى شرکت نفت روزها معطل مانده و ژنرال امریکایى ناگزیر شده بود ارسال پمپ و وسایل تخلیه را از دولت آل سعود تقاضا کند[10]. و در لحظه‏اى که بختیار دستور جنون‏آمیز بمباران مراکز نظامى و دستگیرى سران نهضت و کشتار مردمى را که به خیابانها ریخته بودند صادر کرد، فرماندهانى که مى‏بایست این دستور را اجرا کنند خود با مستشاران نظامى امریکایى در ستاد ارتش شاه در محاصره نیروهاى انقلاب قرار گرفته و براى نجات خویش ملتمسانه از سولیوان و سفارت امریکا کمک مى‏خواستند.

برژینسکى در نوشته‏اش از شکست امریکا در ایران که زیرکانه مسئول آن را کارتر شناسانده، چنین یاد مى‏کند: «ایران بزرگترین شکست حکومت کارتر بود. برخلاف پیروزى‏هایى که در مذاکرات صلح مصر و اسرائیل در کمپ دیوید و تلاش براى عادى ساختن روابط با چین نصیب حکومت کارتر شد و سیاست محکم و استوارى که سرانجام در برابر شوروى اتخاذ گردید و هر یک از آنها نقاط مثبت و سازنده‏اى در سیاست خارجى حکومت کارتر بشمار مى‏آید، سقوط شاه از نظر استراتژیک نتایج مصیبت بارى براى امریکا به بار آورد و از نظر سیاسى براى خود کارتر فاجعه‏آمیز بود. شاید از نظر تاریخى این فاجعه اجتناب‏ناپذیر مى‏بود، زیرا موج بنیادگرایى اسلامى بیش از حد نیرومند بود و شاید شاه هرگز نمى‏توانست با جنون خودبزرگ‏بینى، و در پایان با فلج شدن اراده‏اش از آن جان سالم به در برد. اما اعتقاد من، که از به یاد آوردن آن رنج مى‏برم اینست که امریکا مى‏توانست براى جلوگیرى از آنچه پیش آمد تلاش بیشترى بکند. جبر تاریخ همیشه پس از وقوع حادثه تحقق مى‏یابد و براى توجیه آنچه واقع شده است مورد استفاده قرار مى‏گیرد[11]».

در این دیدار در روز 20 بهمن ماه ابتدا نماینده حاضران طى سخنانى اظهار داشت: «این شورا امیدوار است تا بتواند از رهنمودهاى آن زعیم عالیقدر در راه انجام وظایف آیندۀ خود سود جوید. شوراى مرکزى هماهنگى سازمان‏هاى دولتى و ملى به دنبال اعتراض درهم کوبندۀ سازمان ملى دانشگاهیان ایران علیه نظام طاغوتى گذشته و اعتصاب سرنوشت‏ساز کارگران و کارکنان صنعت نفت و سایر سازمان‏هاى دولتى و ملى اعتصابى بوجود آمد و تلاش نمود تا در راه در هم کوبیدن نظام ظلم و زور وابسته به امپریالیسم همه سازمان‏هاى دولتى و ملى را هماهنگ سازد و شالودۀ اتحادیه کارکنان سازمان‏هاى دولتى و ملى را براى آینده پى‏ریزى کند تا بتواند در بازسازى فرداى کشور نقشى اصولى و سازنده داشته باشد. اعضاى این شورا برگزیدگان راستین تمام سازمان‏هاى دولتى و ملى بوده و از آنجا که شورا از نیروى انسانى (متخصص) در همه رشته‏هاى فنى و اقتصادى و مالى برخوردار است، با تشکیل کمیته‏هاى کار در حال تهیه و تدوین طرح‏هاى مختلف براى بازسازى آینده کشور بوده و کلیه امکانات تخصصى خود را در اختیار وزیران و مسئولان دولت انقلابى قرار مى‏دهند.»[12]]

در ادامه بیانات امام خمینی در این دیدار را می خوانید:

«اعوذ باللّه‏ من الشیطان الرجیم، بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

از آقایان و خانمها تشکر بکنم که زحمت کشیدند و اینجا تشریف آوردند. و ما بحمداللّه‏ در این نهضت این برخوردارى را داریم که با امثال شماها مواجه مى‏شویم که شما مسائل خودتان را به ما بگویید، ما هم دردهاى خودمان را به شما.

شما مى‏دانید که الآن ما، پس از اینکه ان‏شاءاللّه‏ دولت انقلابى هم تحقق پیدا  بکند، راه بسیار دورى داریم براى ترمیم خرابیهایى که در این پنجاه و چند سال در مملکت ما به اسم «تمدن بزرگ»، به اسم آزادى کذا تحقق پیدا کرده است. اینها رفتند و فرار کردند و خزاین مملکت ما را یا به باد دادند، یا همراه بردند. و ما وارث یک مملکت درهم ریخته هستیم که تحقق صحت آن و ترمیم آن امکان ندارد الاّ به تشریک مساعى همۀ قشرهاى ملت. اگر هر کس در هر مقامى هست در این مسئله کوشش نکند و بخواهد به عهدۀ قشر دیگر بگذارد، این بار زمین خواهد ماند. خرابیها اندازه‏اى نیست که دولت بتواند ترمیم بکند، یا قشر یا اقشارى از ملت بتواند ترمیم بکند. این خرابیها بسیار است: در جهت اقتصاد، در جهت فرهنگ، در جهت ارتش، در جهات دیگر. و این با کوشش همه جانبۀ همۀ اقشار ملت باید ترمیم بشود.لهذا با اینکه شما سهم بزرگى دارید، این آقایان فرهنگیها و آقایان اعتصابیون و دیگران سهم بزرگى در این نهضت دارند، و این نهضت را این اعتصابات خیلى ثمربخش کرد، لکن ما حالا قدم اول را برداشته‏ایم. مثل اینکه یک مملکتى جنگزده باشد و اجانب در آن باشد، کوشش کنید اجانب را بیرون کنید. این قدم اول است.

قدم دوم، قدم سازندگى است، مهمتر از قدم اول است. قدم سازندگى از حالا به بعد شروع مى‏شود. هر جاى این مملکت شما دست بگذارید خرابى هست. این ادارات دولتى را به واسطۀ اینکه اشخاصى که در رأس بودند بسیارشان اشخاص غیرصحیح بودند، و همین طور وزارتخانه‏ها و اشخاصى که در رأس بودند اشخاصى نبودند که ملى باشند، ادارات دولتى را تقریباً باید گفت اینها خراب کردند.

و همین طور شما ملاحظه مى‏کنید که وضع زراعت ما، که یکى از چیزهاى بزرگ مملکت است و اقتصاد مملکت ما بسته به اوست، اینها به اسم «اصلاحات ارضى» از بین بردند و الآن کشاورزى شما ورشکسته است و شما محتاجید به اینکه از خارج همۀ چیزها را بیاورید. و همین طور مراتع ما را از بین بردند و به غیر دادند؛ به اسم ملى ملت را از آن محروم کردند، و دامدارهاى ما از بین رفتند. این دامدارها، این کشاورزها، که در مَحالّ خودشان نتوانستند زندگى‏شان را ادامه بدهند رو به شهرستانها آوردند که اینجا یک کارى پیدا کنند. اینجا هم کارى صحیح نبوده است. خیر. از قرارى که من شنیده‏ام در خود تهران محله‏هاى بسیارى هست که این محله‏ها محله‏هاى زاغه‏نشین، چادرنشین و امثال اینهاست که این بیچاره‏ها در آنجا با وضع فلاکت‏بارى زندگى مى‏کنند.

باید همۀ این آقایان دست به دست هم بدهند، همۀ اقشار با هم اتحاد پیدا بکنند، و با کمال دلسوزى در این خرابه مشغول ساختمان بشوند. هر کس اهل اداره است مواظب باشد که در آن اداره مفاسدى که بوده تذکر بدهد به دولت. هر کس هر جا هست مَفسَده‏هاى آنجا را یادداشت کند تذکر بدهد، تا بلکه ان‏شاءاللّه‏ با کوششهاى زیاد این امور رفع بشود.

من از خداى تبارک و تعالى سلامت همۀ شما را خواستارم و امیدوارم که همه با وحدت کلمه، همه با هم این مسائل را حل بکنید. و اختلاف‏نظر، اختلافات صنفى، اختلافاتى که در ایران آنها انداختند بین مردم، اختلافات را و اینها را توجه کنید که برداشته بشود که دشمن شما از اختلاف شما نتیجه مى‏گیرد. و شما ملاحظه کردید که با این اتفاق کلمه‏اى که ایران پیدا کرد، این قدرتهاى بزرگ را به زانو درآورد به طورى که نتوانستند آنها شاه را هم نگه دارند. خداوند ان‏شاءاللّه‏ همۀ شما را توفیق بدهد و مؤید کند.[13]  منبع: کوثر، ج3، موسسه چاپ و نشر عروج، 1385، صص 321-326 

پیوست ها:

[1]. کیهان 21/11/57، ص 3. [2]. مطبوعات 21 و 22 بهمن 57. در مورد ماهیت شرکت‏کنندگان در اینگونه نمایش‏هایى که با پیگیرى ژنرال هایزر در ستاد مشترک ارتش شاه سازماندهى مى‏شد رجوع کنید به پاورقى 26 ص 42 . [3]صحیفه امام؛ ج 6، ص 115. [4]. مأموریت در تهران، خاطرات ژنرال هایزر، ص 314. [5]. همان جا. [6]. شرح ماجراى نجات مستشاران امریکایى و فرماندهان ارتش شاه که در روز 21 بهمن در محل ستاد ارتش در محاصرۀ نیروهاى انقلاب قرار گرفته بودند و چگونگى نجات آنان که با وساطت و دخالت آقایان دکتر ابراهیم یزدى و سرهنگ نصراللّه‏ توکلى انجام گرفت و مستشاران بوسیله این دو نفر تحویل سفارت امریکا در تهران شدند، در مجله حضور، ش 3، بهمن 1370، مقالۀ «خط نجات» به قلم نویسندۀ این سطور که خود از نزدیک شاهد عینى ماجرا بوده آمده است. ضمناً رجوع کنید به پاسخ آقاى یزدى و جوابیۀ نگارنده در کیهان هوایى، 3 شهریور 1372. [7]. توطئه در تهران، ص 48 و 49 به نقل از کتاب انتخاب‏هاى دشوار، نوشتۀ سایروس ونس. [8]. همان جا، ص 158 به نقل از کتاب قدرت و اصول اخلاقى نوشته برژینسکى. [9]. همان جا، ص 163. [10]. مأموریت در تهران. [11]. توطئه در تهران، ص 101 به نقل از نوشته برژینسکى در کتاب قدرت و اصول اخلاقى. [12] به نقل از نوار موجود در مؤسسه. [13] صحیفه امام؛ ج 6، ص 116 - 114 .

برچسب مطلب:
     بازدیدها: 950  |  نظرات: 0
مطالب مشابه
بخش نظرات
نام شما:*
ایمیل:
سوال:
دو منهای یـک؟ ( جواب بصورت عدد نوشته شود )
پاسخ:*
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به سازمان بسیج طلاب و روحانیون گلستان می باشد | طراحی و اجرا : سفارش دات نت