پنل کاربری
معرفی حوزه های علمیه
آمار سایت
    
    آمار بازدید
    بازدید امروز: 2281
    بازدید دیروز: 763
    بازدید ماه:16282
    بازدید سال:46460
    بازدید کل:762581

تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(س)

از مجموعۀ فرموده ‏ها و سیره عملى حضرت امام(س) در زمینه تغییرات و تحولات اجتماعى چنین استنباط مى ‏شود که ایشان بیش از هر چیز به آگاهى و بیدارى مردم مسلمان اهمیّت مى‏ داد. افشاگرى نسبت به مفاسد و مظالم، وابستگى به بیگانگان، مخالفت رژیم با اسلام و همچنین ترسیم موضع اسلام و ترویج نظریه حکومت اسلامى از جمله کارهاى فرهنگى ـ سیاسى مى ‏باشد که بیش از هر اقدامى بدان توجه داشت.

حرکت هاى بزرگ تاریخى بیش از هر چیز مدیون شخصیت هاى برجسته ‏اى است که با نفوذ خود بر افکار و اندیشه‏ هاى ملتها تحولات عمیقى را در جامعۀ بشرى ایجاد کرده‏ اند. آنان همچون انبیاى عظام و اولیاى الهى علاوه بر پایه‏ گذارى تحولات و نهضت هاى فرهنگى شخصاً براى تغییر وضع موجود و جایگزینى نظام مطلوب وارد میدان شده و ماندگارترین تحولات اجتماعى را آفریده ‏اند. پدیدۀ انقلاب اسلامى و نهضت امام خمینى(س) نیز از همین منظر قابل شناسایى است، چه این انقلاب با رهبرى منحصر به فرد خود توانست مبدأ تحولات بنیادین در حیات سیاسى، اجتماعى و فرهنگى ملت ایران و سرآغاز بسیارى از جنبش ها و حرک تهاى تحول‏ زا در جوامع اسلامى شود.

 

از آنجا که تحول اجتماعى مجموعه ‏اى از تغییرها در عملکردهاى یک جامعه محسوب مى‏ شود ـ که جز از منظرى رفیع قابل مشاهده نیست ـ دگرگونى جوامع بطور عمده با مفهوم تغییر اجتماعى، که لزوماً یک پدیدۀ جمعى است، مورد بررسى قرار مى ‏گیرد. تغییر اجتماعى، شرایط و شکل زندگى یا زمینۀ فکرى و روحى بخش وسیعى از یک جامعه را دگرگون مى‏ سازد؛ به طورى که مى‏ توان بین چند مقطع زمانى، مجموعه تغییرات یا نتایج آنها را مشخص نمود. بر همین اساس کوهن[1] در کتاب خود دگرگونی هاى حاصل شده از فرآیند انقلاب را در تغییر ترکیب طبقاتى نخبگان، نهادهاى سیاسى و دگرگون شدن وظایف و ساختار اجتماعى آنها دانسته است.

 

از مجموعۀ آرا و سیرۀ عملى امام خمینى(س) در خصوص فرآیند انقلاب و دگرگونی هاى آن چنین استنباط مى ‏شود که ایشان ضمن توجه به موارد مزبور به عنصر دگرگونى ارزش ها بسیار اهمیت مى ‏دهند و براى آن جایگاهى ویژه قائلند.نظر به اینکه نقطۀ کانونى هر انقلاب تغییر نظام سیاسى و نخبگان حاکم است، موضع امام اهمیتی دوچندان پیدا می کند.

 

امام(س) با حکومت و نظام سیاسى زمان خود به عنوان غاصب قدرت مخالف بود و خواستار بازگشت قدرت به نخبگان مؤمن و معتقد جامعه اسلامى از طریق تغییر نظام سیاسى گردید. وى با اعلام این که سلطنت خلاف اسلام است، فصلى تازه در تاریخ سیاسى اسلام گشود و بر اساس اصل «اعتقاد به توحید» ضمن نفى اطاعت و تسلیم در برابر غیرخدا، اصل آزادى بشر را نیز به دیگران آموخت.

 

از منظر امام(س) نوع نظام سیاسى و نخبگان حاکم از عوامل مهم و اصلى اصلاح و افساد یک جامعه است که با توجه به قدرت و توانمندى اسلام و حکومت اسلامى در به سعادت رسانیدن جوامع انسانى، اداره امور و مقدرات آن، تحقق عدالت اجتماعى و نفى مظاهر ظلم و فساد، همۀ مسلمانان را به کسب قدرت سیاسى و تشکیل حکومت اسلامى دعوت مى‏ کند.

 

در اندیشۀ امام، براندازى رژیم موجود و تأسیس رژیم مطلوب از اهداف اولیه انقلاب به حساب مى‏ آید؛ اما خود در مراحل بعدى وسیله ‏اى براى ایجاد تغییرات اساسى در جامعه در جهت اصلاح امور فردى و اجتماعى، بازیافتن استقلال روحى و آزادى در جامعه و ایجاد جامعه‏ اى سالم، مستقل و عادل که به لحاظ اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى مبتنى بر دیانت اسلام مى ‏باشد.

 

در اندیشۀ امام(س)، ریشه‏ کن نمودن معیارهاى غیرالهى و ایجاد تحولى بنیادین در جهت حاکمیت ارزش هاى الهى فقط با یک حرکت فرهنگى اصیل و فراگیر امکانپذیر است. انقلاب اسلامى ایران با رهبرى منحصر به فرد و با پشتوانه محکم دینى و اعتقادى و آرمان هاى اسلامى خود به صحنه آمد و بر مبناى مفاهیم و روش هایى تازه و متفاوت از حوزه تمدن غرب عمل کرد و با ایجاد دگرگونى و تغییر اساسى در افکار و عقاید و ارزش هاى انسانى منشأ تغییرات و تحولات دامنه‏ دار در داخل و خارج کشور شد. بر این اساس مى‏ توان یکى از مهمترین شاخصه اى شناخت نهضت امام خمینى را حرکت معنوى جامعه به سوى آرمان هاى متعالى اسلام دانست.

 

حضرت امام(س) تدبیر، اراده و خواست خداوند متعال را شرط اصلى و کلیدى هر تغییر و تحولى مى ‏دانست و وجود شرایط و زمینه ‏هاى اجتماعى مناسب و فعالان انسانى و... را اسباب و موجبات زمینى و مادى تحقق و خواست و اراده خدا محسوب مى‏ کرد.
وابستگى به اجانب و بیگانگان، مخالفت با اسلام، ظلم، فساد، شکاف عمیق بین دستگاه حاکمیت و توده مردم و ایجاد ذهنیت و باور عمومى نسبت به وضع موجود و مطلوب از جمله این شرایط و زمینه ‏هایى است که حضرت امام به نحوى در بیانات و آثار خود به آنها اشاره نموده است.

 

نکته قابل توجهى که از مجموعه آرا و سیره عملى حضرت امام(س) دریافت مى ‏شود، این است که ایشان علاوه بر تغییر رژیم سیاسى به تغییرات بنیادین ساختارها، نهادها و ارزش ها در فرآیند انقلاب معتقد بوده است؛ اما ضمن اتخاذ موضع مثبت در قبال تغییرات اجتماعى، شیوه اعمال آن را بر حسب زمان و شرایط، تغییر داده است.

 

از دیدگاه امام(س) شیوه‏ها و روشهاى تغییر (انقلاب)، شیوه ‏هاى مسالمت ‏آمیزى همچون افشاگرى، تبلیغات، تظاهرات و اعتصابات است که معمولاً در جوامع دموکراتیک نیز به لحاظ ثبات و استقرار نهادهاى جامعه مدنى و تبعیت قدرت سیاسى از اراده مردم، صورت مى ‏گیرد؛ همان‏طور که ملاحظه مى‏ شود ایشان حرکت هاى مسلحانه و کاربرد زور و خشونت را عنصر اجتناب ‏ناپذیر در فرآیند انقلاب نمى‏ داند؛ اما در صورت ضرورت کاربرد آن را نیز نفى نمى‏ کند، به طورى که به نحوى شایسته در آغاز انقلاب با نفوذ معنوى خود، ارتش و نیروهاى مسلح را به پیوستن به مردم انقلابى دعوت کردند که مؤثر نیز واقع شد.

 

امام با درک صحیح از روح و جوهر دین ضمن اشاره به یکى از وظایف دینى چنین مى ‏فرماید:

 

خلاصه، اعلان برائت مرحلۀ اول مبارزه و ادامۀ آن مراحل دیگر وظیفۀ ما است و در هر عصر و زمانى جلوه ‏ها و شیوه ‏ها و برنامه ‏هاى متناسب خود را مى ‏طلبد و باید دید که در عصرى همانند امروز که سران کفر و شرک همۀ موجودیت توحید را به خطر انداخته‏ اند و تمامى مظاهر ملى و فرهنگى و دینى و سیاسى ملتها را بازیچۀ هوس ها و شهوت ها نموده ‏اند چه باید کرد.[2]

 

به طور کلى از مجموعۀ فرموده ‏ها و سیره عملى حضرت امام(س) در زمینه تغییرات و تحولات اجتماعى چنین استنباط مى ‏شود که ایشان بیش از هر چیز به آگاهى و بیدارى مردم مسلمان اهمیّت مى‏ داد. افشاگرى نسبت به مفاسد و مظالم، وابستگى به بیگانگان، مخالفت رژیم با اسلام و همچنین ترسیم موضع اسلام و ترویج نظریه حکومت اسلامى از جمله کارهاى فرهنگى ـ سیاسى مى ‏باشد که بیش از هر اقدامى بدان توجه داشت.

 

ایشان از توده مردم؛ یعنى قشرهاى متوسط به پایین، قشرهاى مؤمن به آرمانها، اعتقادها و شعارهاى انقلاب، به عنوان یکى از مهمترین عاملان فعال در انقلاب یاد مى ‏کند؛ اما این نکته را نیز خاطرنشان مى‏ سازد که آگاهى، بیدارى و ایجاد ذهنیّت و باور عمومى باید توسط قشر آگاه جامعه، روحانى و دانشگاهى، نخبگان مذهبى و سیاسى انجام گیرد. بر همین اساس جنبش اجتماعى در ایران به طور عمده به رهبرى علماى دینى بر ضد اعطاى امتیازهاى متعدد به بیگانگان و همچنین علیه برخى مظاهر نوین خلاف یا ضد دین، صورت گرفت که هر یک بطور غیرمستقیم به صورت زمینه‏ هاى تاریخى و الهام ‏بخش بر پیدایش انقلاب اسلامى تأثیر گذاشتند. مردم ایران که خواهان حقانیت، مشروعیت و آزاداندیشى بودند با تغییر محیط اجتماعى خود که به نصرت خدا و امدادهاى غیبى و وحدت بین نخبگان حوزه و دانشگاه صورت گرفت خود را از ارزشه اى منحط و فرهنگ هاى وارداتى و مصرفى نجات دادند.

 

منبع: تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی، تبیان آثار موضوعی، دفتر 36، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، مقدمه

 




[1] کوهن، آلوین استانفورد؛ تئوری هاى انقلاب؛ ترجمه علیرضا طیب؛ تهران: نشر قومس، 1369. [2] صحیفه امام؛ ج 20، ص 316.

برچسب مطلب:
     بازدیدها: 1240  |  نظرات: 0
مطالب مشابه
بخش نظرات
نام شما:*
ایمیل:
سوال:
دو منهای یـک؟ ( جواب بصورت عدد نوشته شود )
پاسخ:*
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به سازمان بسیج طلاب و روحانیون گلستان می باشد | طراحی و اجرا : سفارش دات نت