پنل کاربری
معرفی مجموعه ها
معرفی حوزه های علمیه
آمار سایت
    
    آمار بازدید
    بازدید امروز: 53
    بازدید دیروز: 188
    بازدید ماه:31754
    بازدید سال:183512
    بازدید کل:2083618

بمنماسبت شهادت شهید اندرزگو

بمناسبت سالروز شهادت شهید اندرزگو

سیدعلی اندرزگو در رمضان سال 1318 شمسی، در خیابان شوش تهران در یك خانواده متوسط دیده به جهان گشود. او پس از طی دوران كودكی و در پایان تحصیلات ابتدایی به سبب مشكلات معیشتی، ترك تحصیل كرد و در یك كارگاه نجاری مشغول به كار شد. از آن جایی كه به علوم دینی علاقه وافری داشت پس از فراغت از كار روزانه، تا پاسی از شب در مسجد هرندی دروس فقه و اصول می خواند. شهید اندرزگو، در نوجوانی با نواب صفوی آشنا شد. منش و شخصیت این روحانی مبارز در ذهن و ضمیر او اثری ژرف گذاشت و فرایند این تاثیر روحی، آشنایی با تشكیلات فدائیان اسلام و راه مبارزاتی آنها بود كه در تعیین مشی مبارزاتی شهید اندرزگو نقش آفرین بود. وی كه در آن سال ها به سلاح علم و ایمان، خود را مسلح می ساخت، سرانجام با درك و لمس روح نهضت 15 خرداد به رهبری امام خمینی (ره) در سن هیجده سالگی گام به عرصه مبارزه با رژیم پهلوی نهاد. شهید اندرزگو در جریان قیام 15 خرداد خود یكی از عاملین تظاهرات پرشور مردم بود كه همان شب با اهدای كتابی از امام مورد تقدیر قرار گرفت از آن جایی كه ماموران ساواك به طور دایم در جستجوی وی بودند، توانستند اطلاعاتی حین شكنجه تعدادی از مبارزان اسلامی، از اندرزگو به دست آورند. ساواكی ها در چارچوب این اطلاعات تلفن های قسمت وسیعی از شهر تهران را تحت كنترل گرفتند تا توانستند، رد مكالمات او را به دست آورند و پی بردند كه شهید اندرزگو روز 19 ماه مبارك رمضان افطار را در منزل یكی از دوستانش خواهد بود. شهید اندرزگو، نزدیكی غروب آن روز با یك موتور گازی راهی منزل دوستش شد؛ ماموران ساواك قبلاً منطقه را به محاصره در آورده بودند. وی پس از ورود به خیابان سقاباشی متوجه حضور ماموران ساواك شد، اما برای فرار از مهلكه، دیگر دیر شده بود . وی با پناه گرفتن در پشت یك اتومبیل سعی در گمراه كردن ماموران داشت ، اما ماموران رژیم از فاصله دور پاهای او را مورد هدف قرار دادند. شهید اندرزگو در حالی كه خون، به شدت از پاهایش جاری بود، توانست تعدادی از اسنادی را كه در جیب داشت در دهان گذاشته و بجود و تعداد دیگر را نیز با خون خود آغشته كرد تا به دست ماموران ساواك نیافتد. دژخیمان رژیم كه سخت از این چریك مسلمان وحشت داشتند از فاصله دور او را به گلوله بسته بودند و از این باك داشتند كه اندرزگو به خودش مواد منفجره بسته باشد، آن ها وقتی مطمئن شدند كه اندرزگو قادر به انجام حركتی نیست به وی نزدیك و او را روی برانكارد قرار دادند، اما سّید با تكانی خود را از روی برانكارد به داخل جوی آب انداخت. لحظه شهادت فرا رسیده بود و او در روز ضربت خوردن مولایش علی (ع) و در حالی كه روزه بود و روزه خود را با خوردن اسناد باز كرد، به لقای پروردگارش شتافت. سیّد همواره گفته بود كه: «زنده مرا نخواهند یافت» و سرانجام نیز چنین شد. شهید اندرزگو چریكی بود كه دامنه مبارزاتش، از لبنان تا افغانستان گسترده بود. او در مدّت اقامتش در لبنان، در تشكل بخشیدن به گروه های بسیاری از مبارزان پراكنده فلسطینی موفقیت هایی كسب كرد. ساواك 15 سال سایه وار دنبال او می گشت، لكن هر وقت به مخفیگاه وی می رسید، سیّد توانسته بود از دام ماموران بگریزد. عبدالكریم سپهرنیا، دكتر حسینی، شیخ عباس تهرانی، ابوالحسن نحوی، سیّد ابوالقاسم واسعی، محمد حسین الجوهرچی ، نام هایی بودند كه سید از آن ها استفاده می كرد و مناسب هر نام، به چهره ای ظاهر می گردید.

 

برچسب مطلب:
0     بازدیدها: 28  |  نظرات: 0
مطالب مشابه
بخش نظرات
نام شما:*
ایمیل:
سوال:
پاسخ:*
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به سازمان بسیج طلاب و روحانیون گلستان می باشد | طراحی و اجرا : سفارش دات نت